سلام اين هم همون مطلبي كه بهتون قولش را داده بودم
چند روز پيش دوستم كه پيرمردي سالخورده و شيرين بيان هستش اينجا بود
راستش مغازه ما و اين آقا توي يه راسته هست و گاهي كه ما يا اونها بيكار
مي شيم يه سري به همديگه مي زنيم
توي صحبتهايي كه گاهي به همديگه مي زنيم گاهي حرف هايي رد و بدل مي شه كه به نظر جالب مي آد
يكي از اونها را آماده كردم كه براتون مي ذارم اينجا
پول حرام را دوست دارم چند روز پيش بود كه صادق اين حرف را زد اول خيلي
تعجب كردم راستش پيرمرد هايي توي اين سن و سال بايد بر عكس اين حرف ها را
بزنن ولي اون برعكس مي گفت و خيلي هم اصرار داشت كه همين درسته
وقتي دليلش را جويا شديم حرف جالبي زد
گفت : به سه دليل اين حرف را مي زنم
اول اينكه پول حروم خيلي زود به دست مي آد وقتي كلاه يكي را بر مي داري
يا از ديوار يكي بالا مي ري يا گرون فروشي مي كني يك دفعه يه پول هنگفتي
مي آد توي جيبت كه فكرش را هم نمي كرديكه توي پول حلال بايد قطره قطره جمع كني
دوم اينكه پول حروم خيلي راحت تر از پول حلال به دست مي آد
و سوم اينكه وقتي پول حروم داشته باشي راحت تر از پول حلالي كه به سختي به دست آوردي خرجش مي كني
و در آخر هم اظافه كرد مگه آدم ديوانه هست كه بره دنبال پول حلالي كه به سختي و كم به دست مي آد و دست آخر با سختي خرج كنه
آدم مي ره دنبال پولي كه راحت و زياد به دست بياد و به راحتي هم حرج بشه
آخه آدم راحت طلبه
حالا قضاوت با خودتون
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 19:50  توسط سردبير
|
متاسفانه هنوز ازدواج براي عده كثيري از جوانان اين مرز و بوم امري مشكل است .
يكي از مشكلات ازدواج براي جوانان مشكل ( به قولي ) رودربايستي است كه با خانواده هاشون يا به طور كل جامعه شون دارند .
نه فقط از يك سو بلكه از دو طرف ... !!!
منظورم از دو سو اين هست كه گاهي كم رويي باعث مي شه تا خانواده ها زمان به بلوغ فكري رسيدن فرزند جوان خودشون را ندونن كي هست و گاهي پر رويي بعضي فرزندان براي خانواده ها مشكل ساز مي شه ... تا همينجا داشته باشيد چون امروز نيومدم حرف بزنم ... امروز نوشتم كه بشنوم
سوالم هم اين هست ...
1. نظر شما در اين مورد چيه ؟
و ... 2. فرهنگ اروپايي و آمريكايي در اين مورد مشكل را حل كرده يا نه ؟ ( البته در مورد آمار ازدواج و طلاق هاي ثبت نشده در اين كشور ها هم فكر كنيد !!! )
با تشكر ... آويژه
برای آشنایی با این نویسنده کلیک کنید .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 23:56  توسط آویژه
|
امادر مورد مطلب قبلی نقد نویسی باید بگم که اصلا به کل یادم رفت بیام و بنویسم
چند وقتی می شه که کتاب را تموم کردم
کتاب خوبی بود خیلی زیبا بود یکی از ویژگی های زیبای اون این بود که نویسنده و به دنبال آن کتاب به زیبایی فکر خواننده را دنبال خودش می کشوند وجود واژه هایی مثل ( کلید ) که دنیایی از تفکر در ماورا خود داشت خود چند صفحه ای خواننده را به آب و آتش می نشاند تا ادامه دهی تا به داستان توجه بیشتری نشان دهد
نویسنده کلید را ختم نمی کند بلکه خیلی خوب آن را ادامه می دهد لوس نمی شود اما ادامه پیدا می کند ماجرای کتاب با دفتر سیاه و خواندن آن و عواقب مطلع شدن از راز های آن است که زیبا می شود که خواننده را تا انتهای کتاب همراهی می کند و بالاخره هم همان دفتر سیاه هست که سر و ته داستان را جمع می کند
امیدوارم که مطالب خوبی را در مورد کتاب من حرف دارم نوشته خانم وکیلی عرض کرده باشم و باز هم توصیه می کنم این کتاب را بخوانید به نظر من که شاید صاحب نظر هم نباشم دانشنامه مناسبی برای نویسندگان اهل ذوق است .آموزشی همراه با تجربه برای جذاب کردن داستان
فعلا در پناه خدا شاد و پیروز باشید
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 23:51  توسط سردبير
|